www.ramtin777.mihanblog.com
واسه من گریه نکن
نظرات()
كلبه ی من ویران شد
ازیه عروسی شروع شد وقتی رفتم بایكی چشم تو چشم شدم یه دفعه اضطراب گرفتم دست و پام و گم كردم چندثانیه لكنت زبون گرفتم.گذشت گذشت 1ساعت بعد همه داشتن میرقصیدن منم نگاه میكردم چون اولان ادم سرسنگینیم بعدشم خجالت میكشیدم باهمونی كه چشم تو چشم شدم اومد پیشم گفت میای باهم برقصیم منم از خداخواسته پاشدم وسط رقص مشخصات و گرفتیم وشماره دادیم 2ماه گذشت من واقعا احساس كردم عاشقشم و واقعات هستم امشب رفتم به مامانم گفتم و دیدید چه جوابی شنیدم.مامانم اون كلبه یی كه ازعشق و محبت درست كرده بودم با پانته چونم و زدو خراب كرد ودیگه نذاشت بسازمششش من ازالان عزادارم
تبلیغات


[cb:blog_logo]
